معرفی هنر گیوه بافی و جزئیات آن

2-پیکه نه گیر(pykænægir)کسی که دارای تخصص و مهارت است و به مرحله استادی نزدیک می باشد او بخش میانی کار و به عبارتی بخش اتصال فتیله ها را انجام می دهد و تخت گیوه را برای مرحله نهایی که به دست استاد کار انجام می گیرد آماده می کند. کار گیوه کشی در دو مرحله کارگاهی و خانگی انجام می شود اعمال کارگاهی آن درمغازه ها و با ابزارهای گوناگون و همیشه بدست مردان انجام می گیرد و کلاً مربوط به تخت گیوه است و به علت اینکه ساختن زیر گیوه مستلزم نیروی زیاد و مهارت کافی می باشد و یک کار فنی و تخصصی و سنگین است فقط توسط مردان انجام می گیرد. یکی از صنایع دستی ایران، گیوه است، که شامل دو قسمت رویه و زیره می شود. کار گیوه کشی در دو مرحله کارگاهی و خانگی انجام می شود ،اعمال کارگاهی آن در مغازه ها با ابزار های گوناگون و همیشه به دست مردان انجام می گیرد که کاملا مربوط به تخت گیوه است.

امروزه گیوه زنانه در طرح و رنگ های متنوع با دست بافته شده و در بازار عرضه می شود. با توجه به این که منابع غنی در مورد چگونگی پیدایش گیوه در دست نیست، نمی توان مستندی در این مورد ارائه داد. در این حرفه امکان اشتغال برای همه وجود دارد ،آموزش و تداوم این حرفهدر قالب استاد و شاگرد جریان پیدا می کند،شاگرد ممکن است فرزند استاد کار یا شخص غریبه ای باشد و به این ترتیب مهارت در این حرفه هم می تواند از پدر به پسرمنتقل شود و هم افراد دیگر امکان فراگیری آن را دارند. ●نیاز به سرمایه کم؛هر فردی با فرا گرفتن مهارت گیوه بافی می تواند به تولید این محصول مبادرت ورزد. یا گفته می شود ‹‹ته کی کلاش وپی قسه ناکا›› یعنی با کسی که گیوه پوشیده است هم صحبت نمی شود،منظور از این ضرب المثل این است که آن فرد از غرور و تکبر زیادی بر خوردار است،زیرا کسی که توانایی پوشیدن گیوه را دارد جز طبقه بالای اجتماعی است و..

عملیات خانگی در خانه ها و گذرگاهها،قهوه خانه ها و اماکن عمومی در ایام فراغت انجام می گیرد در روستاها هم مردان و هم زنان و در شهرها فقط زنان عملیات خانگی گیوه چینی را بر عهده دارند. ●گیوه بافی باعث اشتغال مردم محلی و رشد اقتصادی منطقه گردیده است،برای مثال اکثر کسانی که در روستاها به کار گیوه کشی اشتغال دارند،در مراکز استان ها مغازه هایی را برای فروش محصولات خود دایر کرده اند. منظور از تدریجی بودن این است که تکنولوژی های بومی یک شبه و آنی به وجود نیامده اند بلکه براساس تطبیق با محیط و آزمایش و خطای فراوان به جایگاه امروزی رسیده اند،در نتیجه تکنولوژی های بومی را می توان در فرهنگ آن منطقه دنبال کرد و تاثیرات آن را نیز یافت ،یکی دیگر از نکاتی که در اینجا حائز اهمیت است ،احساس تعلقی است که سازندگان تولیدات بومی به تولید خود دارند چون این تولیدات با زندگی آنها آمیخته است برای مثال وقتی یک نفر سازنده گیوه،فردی را مشاهده کند که گیوه پوشیده روی برف ایستاده یا جای خیس با گیوه راه می رود به شدت نارحت و عصبانی می شود،زیرا چنین کاری باعث ضایع شدن گیوه می شود.

در تاریخچه ی ساخت این کفش ها، داستان های زیادی وجود دارد که بیشتر شبیه افسانه ها هستند. شفره : شبیه کارد است ولی نوک آن برخلاف کارد، باریک نیست و برای پرداخت و تراش اضافات به کار می رود. شهرت یافته است.» این هنر در «استهبان» شهری سبز و خرّم با آبشارهای زیبا و طبیعی و بکر و دستنخورده در جنوب خاوری سلسله جبال زاگرس به نام «ملکی ملکین» مشهور است. از نکات منحصربه ­فرد کلاش این است که پای چپ و راست ندارد. نوعی پای افزار که رویه آن را ازریسمان و نخ پرگ یعنی ریسمانهای پنبه ای بافته و زیره یا ته آن را گاه از چرم و بیشتر از لته های بهم فشرده و درهم کشیده سازند. بسته به شکل و ماده ای که این کفش، از آن ساخته می شود، انواع آن را می توان به دسته های مختلف طبقه بندی کرد.