کفش ملی ایران بر پای روسها

فروشگاه عمده کفش چرم وارداتی درایران بسیارکمیاب بوده چراکه بیشتر واردکنندگان، کفش کتانی وارد می کنند.تعداد اندکی از تاجران ایرانی را می توان در منطقه های آزاد مانند کیش و قشم و دیگر مناطق آزاد پیدا کرد که درحال خرید و فروش کفش چرم وارداتی باشند.بیشتر وارد کنندگان کفش چرم وارداتی دارای فروشگاه های تک فروشی و یا بوتیک داران می باشند که برای فروش مغازه خود اقدام به وارد کردن کفش چرم وارداتی می کنند.اما با توجه به بالا رفتن قیمت دلار در سال های اخیر همین واردکنندگان خرد و بوتیک داران سعی درتامین کفش ها مارک دار و برند های خارجی از داخل را دارند.یک فروشگاه عمده کفش چرم وارداتی درایران کفش های چرم را بیشتر توسط یکی از بازارهای عمده فروشی در چین ویا در دبی تامین می کند.بیشتر کفش های چرم وارداتی ازکشور چین وارد ایران شده و حتی کفش های غیرچرم هم به صورت عمده از این کفش وارد می شود.

اما ناگهان گروه صنعتی بلا گرفتار بدهیهای بالا شد. هاشمی در سرای چهارسوی بازار بزرگ تهران مغازه دارد و میگوید، در تمام سالهای فعالیتم حتی یک جفت کفش خارجی نفروختهام و ادامه میدهد: آدم بیشتر از این جا ناراحت میشود که مردم حاضرند در سال چند جفت کفش نامرغوب چینی پاره کنند اما قیدش را نمیزنند که واردکننده بازار را به بحران نکشد. با شروع این حرکت تعدادی از بازاریها هم که کفش خارجی میفروختند، به ما پیوستند و با خارج کردن اجناس خارجی از مغازهشان تصمیم گرفتند تولید ایرانی را حمایت کنند. وی اذعان داشت: تغییر جهت از کشورهای فوق به بازار اوراسیا و بهخصوص روسیه با فرض پذیرش کفش به اقلام تجارت ترجیحی ایران با اوراسیا، مستلزم کار زیاد هم در بخش تولید و هم در بخش بازاریابی است که بتواند متناسب با سلیقه این کشورها بازار مصرف آنها را تحت تأثیر قرار دهد.

کفش فوتبال برند تبریز تولید داخلی ایران بوده و جز پرفروش ترین هاست! مل اند موژ برند ایرانی متعلق به شرکت تنش کوبان ارگ است که با هدف تولید و عرضه پوشاک مرغوب و با کیفیت به تمام قشرهای مختلف جامعه ایرانی، بیش از یک دهه پیش فعالیت خود را آغاز کرده است. برند Boté A Mano ثمره یک داستان عاشقانه بین دو بنیانگذار آن، ادواردو از ایتالیا و نیلوفر از ایران است. البته چینیها تنها میهمانان ناخوانده بازار کفش ایران نیستند و کفشهای ترکیه، ویتنام و کرهای نیز چند سالی است جای پای خود را در ایران باز کردهاند.

بعد از تجربه موفق کفش ملی در مهرآباد جنوبی، دیگر آن مکان پاسخگوی خط تولید کفش ملی نبود و ایروانی به دنبال افتتاح فاز بعدی خود یعنی افتتاح پارک صنعتی ملی افتاد. حالا ٤٠٠ فروشگاه در پایتخت کفش ایران دست به دست هم دادهاند که جز کفش ایرانی نفروشند و بازار بحرانزده تولید داخلی را از دست کفش خارجی و قاچاق نجات بدهند. او تصمیم میگیرد خودش سرآغاز یک حرکت بزرگ شود و به این فکر میکند که در یک حرکت دستهجمعی با مشارکت بازاریان تبریز، دور فروش کفشهای خارجی را خط بکشند و از این پس تنها کفش ایرانی عرضه کنند. پس از انقلاب سه غول بزرگ کفش ایران، به دلیل خروج مالکان آنها از کشور، دچار از هم گسیختگی شد. این موضوع را ناصر حاجهاشمی، رئیس اتحادیه تولیدکنندگان کفشهای ماشینی کشور، به «شهروند» میگوید و تأکید میکند: «جوان خوشفکری است و عرق ملی دارد.» و ادامه میدهد: «اگر چند نفر مثل او پیدا شوند که برای حمایت از تولید ملی کمر همت ببندند، بدون شک انقلاب صنعتی ژاپن در ایران تکرار میشود.»میگوید، دلش از این میسوزد که تولیدکننده ناچار است کفش مرغوب ایرانی را با برچسب کفش ترکیه به هموطنش بفروشد.